تبليغاتX
از نگاهی دیگر
سلام مجدد به همه دوستای عزیز و عرض معذرت از تاخیر زیاد

راستش مطلب دیگه ای مد نظرم بود که بنویسم . اما متاسفانه حادثه سقوط هواپیما و مرگ جمعی از هموطنان و بی خیالی مسئولین و ... باعث شد که از موضوع مد نظر صرف نظر کنم . 

نمی دونم چقدر قسمت شده با این هواپیماهای آشغال سفر کنید . وقتی درون این هواپیماهای می نشینید و با صندلی های تنگ و تار فقط دل به دعای سرمهاندار می سپارم و وقتی هواپیما پرواز می کنه و دستم از زمین و زمان کوتاه می شه و وقتی با تکونهای وحشتناک ، صداهای نا هنجار مواجه می شم . و وقتی می بینم که چقدر جان آدم در این کشور اسلامی بی ارزش شده و وقتی می بینم که حرف و صدا و فریاد راه به هیج جا نمی بره . اون وقته که از خدا می پرسم که خدایا گناه ما ملت مگه چی بود و چی هست .

راستی شنیدم که کشور ارمنستان عزای عمومی اعلام کرده ولی متاسفانه در کشور ما حتی صدا و سیما دریغ داشت از یه رمان سیاه در کنار صفحه تلوزیون دولتی ... 

+ نوشته شده توسط معین در 88/04/25 و ساعت |
سلام 

جاتون خالی جمعه گذشته رفتیم قله چمن (با ارتفاع حدود 2700 متر از سطح دریا) باور کردنی نبود هنوز هم می توان سرسبزی بهار رو حس کرد . چند عکس هست که بعدا" تقدیم شما می کنم . اما آدرس هم می دم شاید گذرتون افتاد.

بعد از شاندیز و انتهای روستای زشک به راه خاکی می رسید . بعد از حدود 4.5 کیلومتر یه دو راهی هست که بایستی به سمت چپ بروید. (در تقاطع این دو راهی چشمه آب خنکی هست که به چشمه قل قلی معروف شده . ) در مسیر سمت چپ بعد از حدود 500 متر به یک برکه کوچک آب می رسید که بایستی ماشینو پارک کنین و در مسیر قله قدم بگذارید. از این مکان تا قله حدود یک تا دو ساعت پیاده روی زمان نیاز هست . مسیری با شیب تند و نفس گیر ، البته برای ما ...

+ نوشته شده توسط معین در 88/04/08 و ساعت |
بعد از سفر به شمال (جایتان خالی ) متوجه شدیم که متاسفانه یکی از اقوام تصادف کرده و در بیمارستان امدادی مشهد بستری است ، به حکم وظیفه انسانی رفتیم به ملاقات ، خدا  نصیب هیچ کافری نکنه . در بخش سوانح ارتوپدی چندین اتاق در هر اتاق 6 نفر بیمار تصادفی که بعضی از اونها در حال ناله کردن  بودن ، حتی در راهروی اصلی هم تختهای بعضی از بیماران چیده شده بود علاوه بر اینها  بوی خاص انواع داروها ، ضدعفونی کننده ها ، و ... فضای بسیار بسیار بدی رو در مقابل چشمان ملاقات کننده قرار داده بود ، چه برسه به بیماران بستری در این بیمارستان . گذشته از زحمات غیر قابل وصفی که پرسنل این بیمارستان متحمل می شن ، فکر می کنم با کمی مدیریت می شد  این فضای مملو از نگرانی ، بیماری و ناراحت کننده به محلی مناسبتر برای بیماران برای امید به بهبودی تبدیل بشه . تصور کنید در زمان ملاقات در هر اتاق 6 تخته چند نفر آدم جمع می شن . فرض بر اینکه هر تخت حداقل 4 نفر ملاقات کننده داشته باشه . جمع اقوام ما به طور متوسط 8 نفر بود . تازه آشنای ما از شدت درد توان حرف زدن نداشت . !!!!!!!

گذشته از تمام این حرفها ، در تمام لحظاتی که در بیمارستان بودم به این فکر می کردم چطور ما می خواهیم الگوی کشورهای دیگه بشیم . و اگر کشورهایی هستند که می خواهند از ما الگو بگیرن ، اونها دیگه چه وضعی دارند ، الله اکبر !!!

+ نوشته شده توسط معین در 88/04/03 و ساعت |