تبليغاتX
از نگاهی دیگر

(خدمت مهنوش گرامی ، مرتضی عزیز و خواهر خوبم که در بحث شرکت کردن هم سلام ویژه دارم ببخشید اگه نشد نظرم رو راجع به نظرات شما جدا جدا بدم )

اولا" بهار گرامی از اینکه حوصله کردین با شکم گرسنه وبا خستگی نظر خودتون رو گفتیم واقعا" متشکرم . 

اما در مورد مطلبی که گفتی ، اولا"  در مورد نظر آن شاهد عینی در مورد آقای حورایی باید عرض کنم در خصوص نقد ایشان باید با خودشان صحبت کرد . من خودم به شخصه با توجه به رشته تحصیلی و عدم تجربه در مسائل و مبانی روانشاسی هیچ نظری نمی تونم راجع به ایشان داشته باشم . در این مورد باید یک فرد مطلع نظر بده و با خودشان گفتگو کنه. اما خود من در کلاسهای ایشان درسهای زیادی گرفتم و سخن ایشان به دل من نشست .البته من هم ذهن پرسشگری دارم (شاهدش خواهرم هست) اما چیزی که در صحبتهای آقای حورایی به شدت به اون پرداخته می شد عقل گرایی هست ، بکارگیری عقل در همه امور و بخصوص در امور معنوی .

            اما در خصوص اصل مطلب ، شاید مثالهای من خوب نبوده ، من با اون بخش از صحبتهای شما کاملا" موافقم که هر اتفاقی حاصل و نتیجه اعمال خودمون هست ، هر انرژی (چه ذهنی و چه جسمی ) از ما ساتع می شه به همان شدت به سمت خودمان برمی گرده . اما ، چرا با همه احتیاطی که شما در پارک خودروی خودتون کردین باز اتفاق ناگوار برایتان پیش آمده است . یا شاید اینطور بهتر باشه که بگم ما اتفاق ناگوار رو چی تفسیر می کنیم . من می گم شاید به نظر ما اون اتفاق بد باشه ولی نتیجه اون خوب . روشنتر بگم  شاید به علت عدم آگاهی ، ما فکر می کنیم شکستن آینه و یا حتی مچاله شدن ماشین و یا از دست دادن شغل ، مریضی شدید یا حتی حتی و حتی فوت یکی از عزیزان اتفاق ناگوار باشه ولی نتیجه اون غیر قابل تصور . (باز هم می گم به قول مرتضی عزیز- برادر خوبم- بعد از تمام تلاش ما برای انجام کارها به نحو احسن ) یه مثال دیگه ، وقتی یک معلم بخاطر تربیت یا آموزش یه دانش آموز ،تکلیف بیشتر ، برگزاری امتحانات مختلف و ... ارائه می کنه ، یا حتی پدر و مادری بخاطر پیشرفت فرزند عزیزشان اونو از یک سری امکانات محروم می کنند یا حتی تنبیه می کنن ، آیا بخاطر عدم آگاهی اون دانش آموز یا فرزند ممکن نیست این اقدامات معلم ، مربی یا پدر و مادر یک ناگواری برای اون بچه به نظر بیاد ، در حالی که از نتیجه خوب اون به علت عدم آگاهی خبر نداشته است . ببخشین خیلی پر حرفی شد . می دونم خیلی سئوال و جواب دارین . اما گذشته از این حرفها من به دنبال آرامش هستم ، نه آرامشی از روی ناآگاهی ، بلکه کاملا" برعکس ولی به این نتیجه نیز رسیدم که هر کس بیشتر به معنویات و اسراردنیای ناشناخته آگاهی پیدا کرده به آرامشی عمیقتر نیزدست پیدا کرده است . و منظور من این نیست که در مسیر زندگی دچار رنج و مشکل نشوم ، بلکه بیشتر به رفتار و اعمال و افکارم دقت کنم تا بازتاب یا رفلکس اون برای من منفی نباشه ، و اگر احساس کردم رنجی حاصل شده مطمئن باشم که صبر و تحمل و بردباری می تونه به کمکم بیاد و با آرامش حاصل از این دیدگاه زندگی محدود خودمو به پایان برسونم . انشاءالله 

راستی چون می خواستم حوصله شما سر نره داستانهایی که شنیدم و ننوشتم. ولی در این مورد  تجربه ای در زندگی خودم اتفاق افتاد که نمی تونم بنویسم اما خواهر خوبم خبر داره که یه دوره ای در زندگیم تا جایی پیش رفتم که هر شب آرزوی مرگ می کردم اما حالا متوجه می شم که چقدر اون اتقاف به نفع من بوده و نمی فهمیدم.

+ نوشته شده توسط معین در 88/02/30 و ساعت |

سلام به همه

کاش می تونستم تمام لطفی که خدای مهربان این روزها نصیبم کرده ، همشو بین همه دوستان عزیزم تقسیم می کردم . اما حیف که این امکان رو ندارم .

ولی سعی می کنم بخشی از اون آگاهی که خداوند این روزها به من لطف کرده رو تقدیم  کنم شاید بدرد شما هم خورد.

بطور خیلی اتفاقی به کلاسهای ان ال پی آقای حورایی دعوت شدم .(کاری ندارم که چقدر بحثهای جالبی در این کلاسها مطرح می شه که البته لازمه تحول عمل به اونهاست . )

ولی یکی از این مباحث راجع به اتفاقات ناگواری بود که برای ما آدمها در دنیا اتقاق می افتند که بعضی از ما رو به عقب می رونند و بعضی ها رو به جلو . اما نکته جالبی که بسیار  برای من حیرت انگیز بود و من رو آگاه کرد و باعث خجالتم از خدای مهربان شد ، این بود که فهمیدم هر اتقاقی که برای ما می افته که ما فکر می کنیم ناگوار است  حتما" حتما" حتما" خیری درش هست که شاید  طی روزهای آینده (یک روز ، ده روز ، یک سال ، ده سال و ... ) نتیجه اش دیده بشه و یا حتی تا آخر عمر هم نفهمیم که چه خیری داشت اما مهم اینه که حتما" خیری درش هست . و من فهمیدم اگر با این دیدگاه به اتفاقات ناگوار  زندگیم نگاه می کردم (که کم هم نبوده )بسیاری از غم ها و غصه ها (در اون زمان )اصلا" به سراغم نمی آمدند. بخدا قسم الان هر چه نگاه می کنم ، خیلی از آنها برایم خیر بوده و حتما" اثر بعضی از اونها رو بعدا" می فهمم .

خدایا منو بخاطر همه ناسپاسی هایم ببخش ،

و همچنان  لطفت را از من دریغ نکن.

داستانهای بسیار حیرت انگیزی در این مورد شنیدم که اشکم را درآورد . که اگر عمری باشه حتما" برای شما دوستان نقل خواهم کرد . البته حاضرم اگه شما هم تجربه ای دارید بگید که همه درس بگیریم 

+ نوشته شده توسط معین در 88/02/26 و ساعت |

سلام به همه دوستان عزیز

همانطور که قبلا" گفته بودم امسال خداوند به ما بنده ها لطف کرد و بهار دل انگیز رو رقم زد . به قول بهار عزیز اگر فرصت کنی از قفس بتن و سیمان و آهن رها بشی هر جا که پا بذاری عشق و محبت رو با تمام وجودت احساس می کنی .

هفته گذشته قسمت شد با برو بچ بریم یه جایی نزدیک همین شهر خودمون . باور کردنی نبود در یه فاصله کمتر از 10 کیلومتر این همه زیبایی یکجا دور هم جمع بشه . به همین خاطر چند عکسی  که تهیه کردم رو می ذارم ببیند . اگه آدرس خواستید زودتر درخواست کنید تا آفتاب تابان این روزها فرصت رو از چنگتون در نیاره .

جاده بهشت

سد دوستی

+ نوشته شده توسط معین در 88/02/18 و ساعت |
1- تا به امروز در عمرم بهاری به این زیبایی ندیده بودم 

2- چند وقته که فهمیدم در بهشت زندگی می کنیم اصلا" بهشت که می گن یعنی همین کشور خودمون . چون اگر اخبار صدا و سیمای باقلوا رو نگاه کنین متوجه می شین که چقدر مردم آمریکا و اروپا در بدبختی و بیکاری و گرسنگی و بیچارگی به سر می برند هر روز هم که یکی اسلحه برمیداره خودشو بقیه و هم می کشه . حتما" فیلمهاشو دیدین دیگه . نیاز به توضیح نیست . ولی در کشور عزیزمون همه از فرط سیری میوه ها رو دور می ریزن ، نون ها رو نصفه می خورن ، ته کارت بنزینشون که همیشه پره ، صفحه حوادث روزنامه هم که داستان تاریخی می نویسن . تو دادگاه ها که مگس پر نمی زنه مگر چند مراجعه بی اهمیت .

3-انتخابات : الحمد لله که تنور انتخابات هم به همت صدا و سیما عزیز و دوست داشتنی داره روشن می شه. نامزد های ریاست جمهوری هم که با ارائه برنامه های کارشناسی شده و آمارهای مثل هلو دارن وارد کارزار می شن . مردم هم در یک فضای صمیمی و مملو از اطلاعات و آمارهای شفاف مثل گل روی آقای ضرغامی مرتب در مورد برنامه های این کاندیداها با هم بحث و گفتگو می کنن. الهی که دست اندر کارانشو در پناه خودش حفظ کنه .


+ نوشته شده توسط معین در 88/02/07 و ساعت |