تبليغاتX
از نگاهی دیگر
یک روز قرار بود کتابهای خوبی که می خونیم رو برای هم معرفی کنیم . بعد بهار گرامی کتابی رو معرفی کرد که حتی در ناصر خسرو هم پیدا نشد. 

اما به تازگی کتابی رو دارم می خونم که بسیار فوق العاده است . با اینکه هنوز تمام کتاب رو نخوندم حیفم آمد که آنرا برای شما معرفی نکنم . 

این کتاب که توسط آقای استفان کاوی نوشته شده به عادت انسانهایی اشاره می کنه که بر اجتماع تاثیر می گذارند . در واقع این انسانها با داشتن خصلتهای که در آنها بصورت عادت در آمده است ، آرامش ابدی را برای خودشان به ارمغان آورده و منشاء خیر و اثر بر اطرافیان خود می شوند . ایشان این هفت عادت را بدین شرح نام می برند. 

1-عامل بودن

2-ذهنا" از پایان آغاز کردن

3-نخست امور نخست را انجام دادن

4-اندیشه برنده - برنده

5-نخست گوش دادن و سپس حرف زدن

6-انرژی گروهی ایجاد کردن

من بخش کوچکی از کتاب را که خیلی مرا تکان داد را برایتان می گذارم . امیدوارم اگر این کتاب را نخوانده اید این هدیه را از طرف قبول کنید .

قسمتی از کتاب مربوط به عادت دوم (ذهنا" از پایان آغاز کنید)

000مجسم کنید که به مراسم خاک سپاری عزیزی می روید. برای حضور در آنجا سوار ماشین خود می شوید و در پارکینگ آن محل ماشینتان را پارک می کنید و پیاده می شوید. به گلهای باغ و موسیقی ملایم ارگ که به گوش می رسد توجه می کنید. همچنان که از میان مدعوین می گذرید، چهره دوستان و خویشاوندانتان را می بینید و اندوه فقدان آن عزیز و شادمانی شناختن او را احساس می کنید، که از دل حاضران بر می خیزد.

وقتی به جلوی اتاق می رسید و به دورن تابوت می نگرید، ناگاه خود را چهره به چهره خویشتن می بینید. این مراسم تدفین خودتان است که سه سال پس از تاریخ امروز انجام می گیرد. همه این افراد برای بزرگداشت شما آمده اند تا قدردانی و محبتی را که نسبت به زندگیتان احساس می کردند ابراز کنند.

وقتی بر صندلی می نشینید و منتظر آغاز مراسم می شوید، به برنامه یی که در دست دارید می نگرید. قرار است چهار نفر سخنرانی کنند. نخستین سخنران یکی از اعضای خانواده تان است اعضای دور یا نزدیک، فرزندان یا یکی از خواهران و برادران یا یکی از خواهر یا برادر زادگان یا یکی از عمه ها و خاله ها و عموها و دایی ها یا یکی از فرزندان آنها یا پدربزرگ یا مادر بزرگ که از گوشه و کنار مملکت برای حضور در این مراسم آمده اند. دومین سخنران یکی از دوستان شماست، شخصی که می تواند این احساس را به وجود آورد که شما چگونه انسانی بودید.

سومین سخنران یکی از همکاران شماست. چهارمین سخنران، عضوی از مسئولان کلیسا یا اجتماعی است که به آن خدمت می کنید.

اکنون عمیقا بیندیشید تا ببینید که هر یک از این سخنرانان درباره خودتان و زندگیتان چه می گفتند؟ دوست داشتید کلام آنها شما را چگونه همسر یا پدر یا مادری معرفی می کرد؟ چگونه فرزند یا پسر عمو یا دختر عمویی؟ چگونه دوستی؟ چگونه همکاری؟

دوست داشتید منش شما را چگونه می دیدند؟ می خواستید چه کمکها و ایثارها و توفیقهایی را به خاطر آورند؟ با دقت به جمع حاظران بنگرید . دوست دارید چه تفاوتهایی را در زندگیشان ایجاد کرده باشید؟ آیا می خواهید در زندگی آنها دگرگونی و تغییری بوجود آورید؟ چون هنوز سه سال فرصت دارید!

پیش از این که به مطالعه ادامه بدهید، چند دقیقه بنشینید و همه احساسهایتان را بنویسید. این کار به شما کمک می کند تا عمیقا مفهوم عادت 2 (ذهنا از پایان آغاز کنید) را دریابید.

اگر به طور جدی تمرین تجسم بالا را انجام داده باشید، لحظه یی با ژرفترین و بنیادی ترین اررشهای خود تماس حاصل کرده اید....

+ نوشته شده توسط معین در 88/01/16 و ساعت |
سلام به همه دوستان عزیز

لطفا" فایل صوتی رو گوش کنید . (فایل را دانلود کنید)

این روزها خیلی ها به دنبال محبت واقعی هستند . متاسفانه دیدن جوانمردی از مردم تبدیل به استثناء شده ، برای اینکه یادمون باشه به عنوان یک انسان چه رسالتی بر عهده داریم و از توجه به همنوع خودمون فراموش نکنیم ، بخشی از متن سخنرانی آقای نبی که در جمع همکاران اداره ایراد کردند رو در وبلاگ قرار دادم امیدوارم که به دل شما هم بنشینه و اگر نشست منو از دعای خیرتون فراموش نکنید.



+ نوشته شده توسط معین در 88/01/08 و ساعت |